تبليغاتX
ادب نامه

ادب نامه

به غير از هنر كه تاج سر افرينش است دوران هيچ حكومتي پايدار نيست

مکثی کوتاه برای شروعی با نشاط تر

باسلام به تمامی دوستان عزیز

از زمانی که در آذر ماه نوشتن این وبلاگ را شروع کردم باور نداشتم که بتوانم به این سرعت به این حجم بازدید کننده برسم. ولی لطف شما دوستان مرا شرمنده ساخت و مسولیت مرا سنگین تر. اکنون به دلیلل مشغله کاری و احترامی که برای مخاطب خود قائل هستم متاسفانه شاید تا حدود یک یا دو ماه نتوانم وبلاگ را روزآمد نمایم. بدینوسیله ضمن پوزش از تمام دوستان امیدوارم هر چه سریعتر بتوانم دوباره با نیرویی بیشتر و نشاطی افزونتر به جمع شما بازگردم.

باتشکر از لطف تمامی شما دوستانم
امیر بهرامی احمدی

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:34  توسط امیر بهرامی احمدی  | 

بيانيه كانون نويسندگان ايران به مناسبت تخريب سنگ گور " شاملو "

به گزارش گروه فرهنگ و انديشه ايلنا، در بيانيه كانون نويسندگان ايران آمده است:
احتمالا از عمل بدكردارانه شب پرستان تخريب سنگ‌‏گور "احمد شاملو", شاعر بلند آوازه و عضو زنده و جاويد كانون نويسندگان ايران , مطلع شده‌‏ايد , اما يقين داريم كه مي دانيد اعتبار و ارزش جاوداني و بلند جايگاه "شاملو" , چونان همه‌‏ شاعران بزرگ ايران و جهان‌‏, از سنگ نبشته‌‏ گورش بر نمي خيزد و با تيشه زني شب پره هاي حقير بر اين سنگ نيز به هيچ روي خدشه‌‏اي نمي‌‏يابد تا كنون نيز آزار و حبس نويسندگان و شاعران آزاده با چكش و چنگ و نيش زدن هاي ديگر , از سوي سيه دلان جز بر حقانيت و اعتبار خرد و هنرمندي اين بزرگان نيفزوده است .
مردم شريف ايران .
كانون نويسندگان ايران كار اين هنر ستيزان را حتي در خور محكوم كردن هم نمي داند، رسم طوفان هاي قله گذر و سرفراز , وزيدن بر خس و خاشاك‌‏هاي پيش پا افتاده نيست با اين وصف ما بار ديگر شما مردم فرهنگ دوست و آزاده را بيدار باش مي دهيم كه دشمنان خرد و ادب و هنر دور تازه اي از تهاجم را آغاز كرده اند. گرچه هنوز بر اين باورند كه با سنگ شكني و بي حرمتي در گورستان‌‏ها مي توانند فاتحان قله‌‏هاي سربلند ادبيات و آزادي خواه را از ذهن تاريخ پاك كنند، راستي كه اگر دشمنان فرهنگ, رياكاران , جباران و ظلمت پرستان توانستند با "فردوسي" , "حافظ", "لوركا" و "مختاري" چنين كنند با "شاملو" نيز توانند كرد .
توصيه‌‏ كانون نويسندگان ايران به مردم ادب پرور ايران و خانواده و ياران "احمد شاملو" اين است كه ديگر هيچ اقدامي براي بازسازي سنگ گور نكنند و بگذارند در اين جا نيز شعر انسان گراي "احمد شاملو" نقش خود را در افشا آلودگي ها ايفا كند, ما همين گونه زيسته ايم وفادار مانده ايم و صبوري كرده ايم و بر صفحات پر افتخار تاريخمان ثبت مي شويم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 16:44  توسط امیر بهرامی احمدی  | 

بزرگداشت پرفسور حميد مولانا در آمريكا برگزار شد

در همايشي كه به مناسبت بزرگداشت علمي پرفسور حميد مولانا در دانشگاه امريكن در واشنگتن برگزار شد، آثار نيم قرن اين دانشمند ايراني مورد نقد و بحث قرار گرفت و از خدمت‌هاي فرهنگي و آكادامي وي در سطح جهاني تجليل شد. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، شركت‌كنندگان اين همايش از استادان علوم روابط بين‌الملل و ارتباطات و بسياري از شاگردان سابق و دانشجويان پرفسور مولانا بودند، كه اكنون در مراكز مهم علمي جهان ازجمله دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتي آمريكا تدريس و پژوهش مي‌كنند و مشاغل مهم و بين‌المللي را دارا هستند. مقاله‌ها و سخنراني‌هاي ارايه‌شده در اين كنفرانس بر محور آثار، افكار و انديشه‌هاي پروفسور مولانا و درباره خدمت‌هاي آموزشي و پژوهشي او در آمريكا و ساير نقاط دنيا بود. استادان چندين كشور از قاره‌هاي مختلف و هم‌چنين عده‌اي از استادان ايراني مقيم آمريكا در اين همايش شركت داشتند.
پروفسور مولانا در اين كنفرانس، انقلاب اسلامي ايران و سقوط نظام شوروي را دو رويداد بزرگ تاريخ معاصر ناميد كه اولي به احياي هويت اسلامي و دومي به بحران تفكر و قوم‌گرايي در غرب منجر شده است. او گفت: توسط ارتباطات در يك قرن اخير بر روش‌هاي فني و رياضي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي تكيه كرده است؛ ولي آن‌چه ما احتياج داريم، ارتباط هاي معنوي است. مولانا كه چند سال پيش به عنوان يكي از “چهره‌هاي ماندگار” در ايران انتخاب شد، در ارزيابي وضع بين‌المللي اظهار داشت: در اين اواخر بعضي، از كشمكش تمدن‌ها صحبت كرده‌اند و برخي نيز از گفت‌وگوي تمدن‌ها سخن گفته‌اند، ولي آن‌چه ما نياز داريم، تمدن گفت‌وگوهاست، كه بدون آن روابط و ارتباط هاي اصيل و صادقانه نمي‌تواند وجود داشته باشد؛ درحقيقت تمدن گفت‌وگو پرارزش‌ترين تمدن‌ها است. پرفسور لوييز گودمن - رييس دانشكده خدمات بين‌المللي دانشگاه امريكن - نيز در معرفي پرفسور مولانا اظهار داشت كه فهرست آثار و انتشارات اين دانشمند ايراني و دنياي اسلام در حقيقت يك جلد كتاب مي‌شود و او يكي از پربارترين استادان دانشگاه‌هاي آمريكاست.
پرفسور ژوزف پلتون - رييس انستيتوي مطالعات و تحقيقات عالي ارتباطات فضايي آمريكا و استاد دانشگاه‌هاي كالرادو و جرج واشنگتن و يكي از همكاران قديمي پرفسور مولانا - هم در مقاله و سخنراني كه به اين كنفرانس ارايه كرد، رهبري علمي پرفسور مولانا را در بسيج دانشمندان رشته‌هاي روابط بين‌الملل و ارتباطات مورد تحسين و قدرداني قرار دارد و از تاثير آثار تئوريك و نظري او در پيش‌بيني وضع كنوني ارتباطات جهاني و روابط بين‌الملل بويژه در حوزه تكنولوژي‌ها و ماهواره‌ها سخن گفت. به گزارش ايسنا، در ادامه، پروفسور كريستين چين - استاد روابط بين‌الملل در دانشگاه امريكن و يكي از دانشجويان سابق پرفسور مولانا - از تاثير ديدگاه فلسفي و اسلامي پرفسور مولانا در معرفت‌شناختي رشته‌هاي سياسي و اقتصادي و ارتباطات دنياي غرب صحبت كرد. پروفسور چين در سخنراني خود اظهار داشت كه بيش از 150 دانشمند امروزي رشته‌هاي روابط بين‌الملل و ارتباطات در دنيا، دوره‌ي دكتري خود را زير نظر و راهنمايي پرفسور مولانا تمام كرده و هزاران دانشجو از گوشه و كنار دنيا در مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد از درس‌هاي او بهره‌مند شده‌اند. پرفسور مولانا در تاسيس و توسعه برنامه‌هاي ارتباطات جهاني بسياري از دانشگاه‌هاي جهان سهيم بوده و بسياري از كشورها از جمله چين، استراليا، انگلستان، اسپانيا، هند، مصر و مالزي از الگويي كه او 37 سال قبل در دانشگاه امريكن پايه‌گذاري كرده، اقتباس كرده‌اند.
يكي ديگر از شركت‌كنندگان در اين كنفرانس، پرفسور گرترود رابينسون از دانشگاه مگيل كانادا و عضو سابق هيات مديره انجمن بين‌المللي پژوهش در علوم ارتباطات و رسانه‌ها بود كه در مورد جايگاه علمي پرفسور مولانا گفت: رياست پرفسور مولانا به‌مدت چهار سال در راس انجمن بين‌المللي پژوهش در علوم ارتباطات و رسانه‌ها كه بيش از دو هزار عضو حقوقي و سازماني در سراسر جهان دارد، اصلاحات و دگرگوني‌ها اساس را در اين رشته به همراه داشت و در حقيقت يك جنبش جديد فكري و پژوهشي و آموزشي به وجود آورد كه آثار آن امروز به خوبي درك مي‌شود. او از مولانا در رديف ساير دانشمندان برجسته علوم اجتماعي و انساني آمريكاي شمالي ياد كرد. چهار سال قبل در فروردين سال 2002 ميلادي، انجمن مطالعات بين‌المللي كه اتحاديه علمي و حرفه‌يي استادان روابط بين‌المللي است، در كنفرانس ساليانه خود كه در شهر نيواورلئان آمريكا تشكيل شد، از پرفسور مولانا تجليل كرده و جايزه و لوح عنوان “دانشمند ارشد ممتاز” انجمن را به وي اهدا كرد. پرفسور مولانا - استاد روابط بين‌الملل -، يكي از بنيان‌گذاران و پيش‌كسوتان رشته‌هاي ارتباطات و روابط بين‌الملل در سطح جهاني است. او 40 سال است كه در سمت استادي در دانشگاه‌هاي آمريكا تدريس كرده و در بسياري از دانشگاه‌هاي مهم دنيا به‌عنوان استاد مهمان حضور داشته است. مولانا 37 سال قبل رشته‌ ارتباطات بين‌الملل و بخش مطالعات عالي ارتباطات جهاني را كه قديمي‌ترين برنامه در نوع خود است، در دانشگاه امريكن در واشنگتن تاسيس كرد و در طول اين مدت، رياست آن را به عهده داشته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 16:33  توسط امیر بهرامی احمدی  | 

سالمرگ " جبران خليل جبران "

دوشنبه 10 آوريل ( 20 فروردين ) سالروز درگذشت "جبران خليل جبران" , نويسنده , شاعر و هنرمند مسيحي لبناني , آمريكايي است.
به گزارش گروه فرهنگ و انديشه ايلنا, "خليل جبران،سال 1883 در لبنان متولد و در منطقه بي شاري بزرگ شد. او در جواني هيچ تحصيلات رسمي دريافت نكرد و علت آن فقر خانواده اش بود. اما كشيشان مرتبا به ديدن او رفته و به وي انجيل و زبان عربي مي آموختند.
پس از اينكه پدر "جبران" به دليل عدم پرداخت ماليات هاي سنگين توسط مقامات عثماني به زندان افتاد، دولت اموال آنها را نيز مصادره كرد .پدرش، سال 1894 آزاد شد، اما خانواده خانه و سرپناهي نداشت. مادر "جبران" ( كاميلا ) تصميم گرفت مثل عموي "جبران" به آمريكا مهاجرت كند. اما پدرش در لبنان ماند. در آن زمان يعني سال 1895 بزرگترين مركز اجتماع لبناني - آمريكايي در سوداند پوستون بود. بنابراين خانواده "جبران" در آنجا مستقر شد، "جبران" در آنجا تحصيل رسمي را آغاز كرد .
در اوايل نوجواني هنر طراحي "جبران" چشم معلمانش را گرفت و او را به فرد هنرمند , عكاس و ناشر آوانگارد بوستون معرفي كردند. او هم از استعدادهاي هنري ادبي "جبران" حمايت و آنها را شكوفا ساخت .
سال 1896 ناشري از طراحي هاي "جبران" براي طرح جلد كتابهايش استفاده كرد. "جبران" نخستين نمايشگاه هنري اش را سال 1904 در بوستون برگزار كرد. در اين نمايشگاه "جبران" با "مري اليزابت هاسكل" آشنا شد و دوستي مهمي ميان آنها تشكيل شد و تا آخرين عمر "جبران" ادامه يافت .
"هسكل" نه تنها به زندگي خصوصي "جبران" كه بر فعاليت‌‏هاي حرفه اي او نيز بسيار تاثير گذار بود .
"جبران"، سال 1908 به پاريس رفت و دو سال تحت نظارت "آگوست رادين" به مطالعه هنر پرداخت.
از آنجا كه بيشتر نوشته هاي اوليه "جبران" به زبان عربي بود، بيشتر آثار انگليسي او از بعد از سال 1918 منتشر شد. بيشتر نوشته هاي "جبران" در ارتباط با مسيحيت و انتقاد از كليساهاي فاسد شرق و كشيشان آنهاست .
مشهورترين اثر "جبران" پيامبر مشتمل بر 26 مقاله شاعرانه است كه در دهه 1960 در آمريكا بسيار محبوبيت يافت .
"ژوليت تامپسون" , يكي از آشنايان "جبران" مي گويد: "جبران" به او گفته "عبدل بها" , رهبر فرقه بهايي, الهام بخش و آموزگار وي در نوشتن كتاب " پيامبر, مسيح , پسر انسان " بوده است .
"جبران" ، سال 1931 در نيويورك درگذشت و بنا به خواسته اش، سال 1932 در لبنان دفن شد.
از ديگر آثار او عبارتند از:
"بال هاي شكسته" 1912
"اشك و لبخند" 1914
"ديوانه" 1918
"شن و دريا" 1926
"خدايان زمين" 1929
"سرگردان" 1932
"باغ پيامبر" 1933

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 16:27  توسط امیر بهرامی احمدی  | 

بار ديگر مزار شاملو تخريب شد!!!!!!!!!!

براى چهارمين سال متوالى مزار احمد شاملو در امامزاده طاهر كرج توسط افراد ناشناس تخريب شد. سياوش شاملو پيرامون جزئيات اين حادثه به شرق گفت: «نيمه شب ۱۱ فروردين حدود ساعت ۱ تا ۵/۱ بامداد مقبره احمد شاملو شاعر ملى كشورمان را با ديلم از جا كنده اند و چند متر دورتر برده اند و با پتك خرد كرده اند. مسئول آستان امامزاده طاهر روز بعد از اين اتفاق با من تماس گرفت و ضمن عذر خواهى گفت كه سنگ قابل ترميم است و فقط دو ترك برداشته است اما كسانى كه همان روز سر مزار رفتند گفتند كه سنگى باقى نمانده و قطعات آن در جاهاى مختلف امامزاده پخش شده است.» سياوش شاملو در ادامه مى گويد كه تنها امضاى شاملو روى سنگ قبر گيرش آمده كه آن را هم با خود به خانه برده است. خانواده شاملو تاكنون چهار بار سنگ مزار اين شاعر را عوض كرده اند و با اين اتفاق جديد سيروس شاملو مى گويد كه ديگر سنگ مزار را عوض نخواهد كرد: «بگذاريد مردم ما شاعرى داشته باشند كه قبرش سنگ ندارد.» از او پيرامون پيگيرى هايى كه براى شناسايى اين افراد انجام داده است مى پرسيم و مى گويد كه در طول اين سال ها هيچ گاه به سراغ مراجع قانونى براى پيگيرى اين حادثه نرفته است چرا كه معتقد بوده به نتيجه اى نخواهد رسيد. در مورد اتفاق اخير هم مى خواسته بعد از تعطيلات از طريق مسئول آستان امامزاده طاهر پيگيرى كند كه به او اطلاع داده اند اين مسئول عوض شده است. اين اتفاق در طول اين سال ها هميشه در فروردين ماه رخ داده است و وقتى از سياوش شاملو مى پرسيم كه انتخاب فروردين از سوى اين افراد دليل خاصى دارد، مى گويد: «دليل خاصى نمى بينم. انگار فقط مى خواهند كه ما از بهار حظ نبريم.» روز گذشته پيگيرى هاى خبرنگار شرق براى گفت وگو با مسئولان آستان امامزاده طاهر در مورد اين اتفاق بى نتيجه ماند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 16:26  توسط امیر بهرامی احمدی  | 

سايت انجمن قلم ايران راه‌اندازي ‌شد


سايت اينترنتي انجمن قلم ايران به‌زودي به طور رسمي راه‌اندازي مي‌شود. به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سايت اين انجمن با آدرس anjomanghalam.ir مراحل آزمايشي را مي‌گذراند كه به‌زودي فعاليت خود را به‌شكل رسمي شروع مي‌كند. محسن پرويز - سخن‌گوي انجمن قلم - اين سايت را پايگاه رسمي انجمن دانست و گفت، قرار نيست كه يك سايت ادبي باشد؛ هرچند اين امكان درنظر گرفته شده كه امكان پيوند به سايت‌ها و مطالب ادبي وجود داشته باشد. او سايت اينترنتي اين انجمن را براي انعكاس خبرهاي انجمن، معرفي اعضا، ايجاد كانال ارتباطي بين هيأت مديره و اعضا و هم‌چنين افراد علاقه‌مند دانست. انجمن قلم حدود ‌٢٠٠ نفر عضو، هفت عضو اصلي و سه عضو علي‌البدل هيأت مديره دارد. نخستين جلسه هيأت مديره در سال جديد نيز با حضور طاهره صفارزاده برگزار شده و انتخاب او به‌عنوان زن نخبه مسلمان ازسوي انجمن نويسندگان آسيا و آفريقا تبريك گفته شده است. همچنين به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، پيرو مذاكره انجمن قلم با معاونت اسناد نهاد رياست جمهوري، در هر سفر استاني رييس جمهور، حضور يكي از اعضاي انجمن قلم ايران با هدف انعكاس درست سفرهاي رييس جمهور، ايجاد نگاه نقادانه‌ي هنري و حضور متعهد نويسندگان در عرصه‌هاي حكومتي انجام مي‌پذيرد.
تاكنون نويسندگاني هم‌چون محمدعلي گوديني - صاحب تاليف‌هايي مانند لبخند تلخ، گوني نان - و اصغر استاد حسن معمار - نويسنده‌ي داستان شيدا - در سفرهاي استاني محمود احمدي‌نژاد به گلستان و كهگيلويه و بويراحمد حضور داشته‌اند. رضا رسولي نيز قرار است در سفر بعدي، رييس جمهور را به‌عنوان نويسنده همراهي كند. يادداشت‌هاي گوديني و استاد حسن معمار به زودي منتشر خواهند شد. خبر ديگر اين‌كه اولين جشنواره‌ استاني شعر دانش‌آموزي با عنوان موسم گل در بهار ‌٨٥ نيز برگزار خواهد شد. اين شب شعر با هدف كشف و پرورش استعدادهاي فرهنگي دانش‌آموزان، هم‌زمان با سال‌روز بزرگداشت سعدي برپا خواهد شد. انجمن قلم ايران نيز با توجه به وظايف فرهنگي خود همراه با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و منطقه سه آموزش و پرورش ياريگر دبيرستان فرهنگ شد تا با برپايي اين شب شعر، گامي براي ايجاد شور و نشاط ادبي در فضاي مدرسه‌هاي استان تهران برداشته شود. اين شب شعر در تاريخ ‌٠١/٠٢/٨٥ از ساعت ‌١٧ تا ‌٢٠ در تالار خانه معلم واقع در خيابان ولي عصر (عج) بالاتر از ميرداماد برگزار خواهد شد و در آن علاوه بر دانش‌آموزان، شاعراني هم‌چون عليرضا قزوه، جواد محقق، سهيل محمودي و... به شعرخواني خواهند پرداخت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 14:52  توسط امیر بهرامی احمدی  | 

آواز دشتي

آواز دشتي از مشتقات دستگاه شور مي باشد و شامل گوشه هاي درآمد، حاجياني، کرد بيات، قرچه، کوهستاني، چوپاني، مرادخاني، ديلمان، عشاق، غم انگيز و ... مي باشد. در موسيقي فولکريک (محلي) ايراني که سرشاخه اصلي آن نشأت گرفته از احساس، محيط، نحوه زندگي و فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعي است و با توجه به سختيها و مشقات فراواني که اقوام مختلف ايراني در دوران متفاوت طي کرده اند. و با تناسبي که در آواز دشتي از لحاظ بيان سوز و ارايه زيباي اين مشقّات و دردهاي اجتماعي وجود دارد، آواز دشتي از محبوبيت خاصي در اين نوع موسيقي برخوردار است. موسيقي بختياري، خراساني، گيلکي، مازندراني، بلوچ و ... همگي داراي الحان متفاوت و زيبا در آواز دشتي مي باشند.از نظر احساس مي توان گفت که آواز دشتي حزن انگيز ترين آواز ايراني مي باشد. البته نوع حزني که در اين آواز وجود دارد نيز جاي بحث دارد، اين حزن توأم با سادگي و لطافت قومهاي مختلف ايراني مي باشد. در واقع نام خود اين آواز در فرهنگ ما بيان کننده بسياري از ويژگيهاي اين آواز مي باشد.
در خواندن آواز دشتي مهمترين چيز احساس است و اينکه خواننده اين احساس توأم با سادگي را خود دريافته و بتواند به شنونده منتقل کند. در دستگاهي مثل چهارگاه تکنيک خواندن و نحوه اداي تحريرها در کنار احساس حائز اهميت است، ولي در آواز دشتي تا احساس وجود نداشته باشد نمي تواند بيان کننده حالت واقعي اين آواز باشد. مانند خيلي از آوازهايي که امروزه مي خوانند و فقط اسمش و گامش دشتي مي باشد و هيچ احساسي ندارد.شما قوم عشاير را که در دشتها زندگي مي کنند را در نظر بگيريد كه صفت سادگي در ميان آنها جلوه گر است، حال چوپاني را در نظر بگيريد که زير سايه درختي مشغول ني زدن و آواز خواندن است، احساس دلنشيني که به شما دست مي دهد در واقع بيان گر حس و حالي از آوار دشتي مي باشد، که اوج سادگي و حزن و گله از جور زمانه مي باشد.
اين آواز زمان مشخصي براي خواندن يا شنيدن ندارد و در واقع محيط و جو حاکم بر آن است که در زمان خاصي اين آواز را طلب مي کند که مي تواند در هر ساعتي از شبانه روز باشد. البته در پايان يادآور مي شوم که احساس نسبي است و براي توصيف آن ميزاني وجود ندارد و اين احساس بر اساس شرايط و محيط متغيّر است.نکته اي كه در پايان مي توان اشاره کرد اين است که تناسب شعر براي آواز دشتي بسيار حائز اهميت مي باشد. زيرا با توجه به حال و هواي حزن انگيز اين آواز بايد اشعاري نيز که براي خواندن در اين آواز انتخاب مي شوند داري چنين فضايي باشند. به طور مثال هرگز نمي توان اين غزل حافظ "گل در بر و مي در کف و معشوق به کام است...سلطان جهانم به چنين روز غلام است" را در به صورت آواز دشتي خواند و در عوض غزل ديگري از حافظ مانند:

ديدي اي دل، که غم عشق دگر باره چه کرد؟
چون بشد دلبر و با يار وفادار چه کرد؟
آه از آن نرگس جادو، که چه بازي انگيخت!
واي از آن مست، که با مردم هشيار چه کرد!
اشک من رنگ شفق يافت ز بي مهري يار،
طالع بي شفقت بين که در اين کار چه کرد!
* * *
آن که پُر نقش زد اين دايرۀ مينائي
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد.
ساقيا جام مِيَم ده، که نگارندۀ غيب
نيست معلوم که در پرده اسرار چه کرد.
* * *
برقي از منزل ليلي برخشيد سَحَر،
وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد!
فکر عشق، آتش غم در دل حافظ زد و سوخت-
يار ديرينه ببينيد که با يار چه کرد،

فضاي اين غزل بگونه اي است که انگار فقط براي خواندن در آواز دشتي سروده شده است. همانگونه که استاد شجريان نيز آن را به زيبايي در کاست گنبد مينا اجرا کرده اند."انگار که حافظ هنگام سرودن اين شعر در مجلسي حضور داشته که در آن ساز يا آواز دشتي اجرا مي شده و چه بسا که حافظ اولين بار اين غزل را در مجلسي به صورت دشتي خوانده باشد."

در آخر هم چند اثر را جهت شنيدن به شما پيشنهاد مي کنيم:
1-  آواز دشتي دشتستاني اثر زنده ياد استاد دادبه که به نظر اين حقير زيباترين و با احساس ترين آوازي مي باشد که در اين مايه و در حالت محلي همراه با ني استاد محمد موسوي اجرا شده است.(( گفته مي شود كه اين آواز در سوگ استاد غلامحسين بنان و بر مزار اين بزرگوار اجرا شده است.)) (6:41)
2- کاست گنبد مينا اثر استاد شجريان
3- آواز دشتي استاد اديب خوانساري که در مجموعه 100 سال آواز ايراني موجود مي باشد.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 1:14  توسط امیر بهرامی احمدی  | 

آواز افشاري

 دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست
به فسوسي که کند خصم رها نتوان کرد
* * *
نظر پاک تواند رخ جانان ديدن
که در آيينه نظر جز به صفا نتوان کرد
* * *
 مشکل عشق نه در حوصله دانش ماست
حل اين نکته بدين فکر خطا نتوان کرد
* * *
 من چه گويم که تو را نازکي طبع لطيف
تا به حديست که آهسته دعا نتوان کرد
* * *
 به جز ابروي تو محراب دل حافظ نيست
طاعت غير تو در مذهب ما نتوان کرد

در ادامه بررسي دستگاهها و آوازهاي اصيل ايراني از لحاظ حس و حال و زمان مناسب آنها مي پردازيم به آواز افشاري. آواز افشاري از مشتقات دستگاه شور بوده و شامل گوشه هاي درآمد , نهيب , مويه , عراق , مسيح , مثنوي , صدري , صبري , قرايي , زنگنه و ... ميباشد.  در مورد احساس آواز افشاري شايد بتوان گفت که اين آواز ، آواز مناجات و راز و نياز با معبود يگانه ميباشد. افشاري آوازي حزن انگيز و غمگين (همانند حزني که در آواز دشتي وجود دارد ) محسوب نميشود بلکه نوعي تأمل در محتواي دروني اين آواز وجود دارد که انسان را به فکر وا مي دارد و شايد به همين دليل از اين آواز براي خواندن مناجات استفاده ميشود. آواز افشاري معمولاٌ هنگام صبح اجرا ميشود اما هنگام غروب نيز ميتوان آنرا اجرا کرد .  اما نکته اي که بايد هنگام اجراي آواز افشاري رعايت کرد خواندن گوشه مويه ميباشد؛ همانطور که از نام اين گوشه مشخص است (مويه يعني گريه و زاري و ناليدن) هنگام صبح خواندن اين گوشه در آواز مطلوب نيست اما اگر افشاري را هنگام غروب اجرا کرديم اين گوشه مطلوب است که در آواز خوانده شود .  آواز افشاري از لحاظ لحن آوازي به دستگاه نوا نزديک مي باشد و هنگام خواندن بايد دقت شود که بي اختيار وارد دستگاه نوا نشد؛ البته فرود آواز افشاري آنرا کاملا از دستکاه نوا متمايز ميکند. افشاري از مشکلترين آوازهاي ايراني دانست که اجراي آن نيازمند تسلط و اعتماد به نفس زيادي مي باشد زيرا لحظه اي غفلت در هنگام اجرا سبب مشود که از افشاري خارج شده ضمن اينکه رساندن احساس اين آواز به شنونده کار مشکلي ميباشد. از اين آواز براي خواندن تعزيه هم استفاده ميشده خصوصا از گوشه عراق که اگر خواننده تبحر لازم را در هنگام اجرا داشته باشد ميتواند شنونده را به وجد آورد و تحسين او را بر انگيزد. (معمولا رسم بر اين است که ميگويند *مستمع صاحب سخن را به وجد آورد* اما در آواز افشاري اين صاحب سخن يا همان خواننده است که بايد شنونده را به وجد آورد).
حتما شما آوازي را که توسط استاد شجريان اجرا شده و معمولا در ماه رمضان هنگام افطار(به همراه دعاي ربنا )از راديو و تلويزيون پخش ميشد شنيده ايد(اين دهان بستي دهاني باز شد..... لب فرو بند از طعام و از ...)؛ اين اثر جاودانه در آواز افشاري و در گوشه مشنوي اجرا شده که بيانگر حالت افشاري و راز و نياز با خداوند يکتا ميباشد.
 از آثاري که در مايه افشاري اجرا شده ميتوان به موارد ذيل اشاره کرد:
1. آواز افشاري اثر زنده ياد استاد تاج اصفهاني در کاست " به اصفهان رو".
2. آواز افشاري اثر استاد شجريان در کاست "دل مجنون" و "انتظار دل". (يکي از زيباترين تصانيفي که در مايه افشاري اجرا شده.)
3. تصنيف رنگهاي طبيعت {در گلستان از طبيعت بين چه سان گشته عيان اسرار پنهان... } (با صداي استاد تاج اصفهاني ميباشد که شنيدن آن خالي از لطف نيست. اين اثر در مجموعه 50 سال موسيقي ايران موجود است).
نويسنده : داوود گلهای رنگارنگ

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 1:8  توسط امیر بهرامی احمدی  | 

شجريان،استاد دلها

ای خنياگر ((همايون مثنوی))های دلتنگی که ((نوا))ی شور انگيز آوازت ((آرام جان)) ((خلوت گزيدگان)) است. ای نغمه گر ((بیداد))های روزگار که ((چشمه نوش)) ساز صدايت ((آهنگ وفا))ی بيدلان است، ای ((دستان)) شيرين لهجه که از ((دولت عشق)) تحريرهای دل نشينت ((راز دل)) به ((آستان جانان)) می بردو ((در خيال))((چهره به چهره)) حقيقت می نشاند.ای ترنم دلربای باران در ((شب،سکوت و کوير)) که شاه بيت غزل هايت ((جان عشاق)) را به ((ياد ايام)) دلنوازی دوست زنده می کند. در ((شب وصل)) که شور و ((ماهور))ت ((سر عشق)) باز می گويد، از سوی ((دل مجنون))((دود عود)) بر می خيزد و هر سر اندازی که در پی گشودن ((معمای هستی)) است، ((رسوای دل)) می کند. ای مطرب ساز عاشقان، اين روزها که ((دل شدگان)) ((زير گنبد مينا)) در انتظار ((پيام نسيم)) مهرورزی اند، و ((جان جان)) دلدادگان، چشم به راه ((سرو چمان)) بهار بهروزی است، مگو که ((زمستان است)) نغمه ای سر کن از ((انتظار دل)) تا با رشته ی ((پيوند مهر)) به ((سپيده)) آرزوها چشم بگشايم و همنوا با حنجر ی آتشين تو محبوب را بخوانيم که ((بی تو به سر نمی شود)) و باقی را ((عشق داند.....))
با تشکر از ((مریم شميرانی)) به خاطر اين متن زیبا و این همه ذوق، و همچنين مجله وزين ((هنر موسيقی )) و سر دبیر محترم آقای ((مهدی ستايشگر)) (از شاگردان استاد فرامز پايور)که اينقدر به ((موسيقی ملی ايران)) اهميت می دهند و برای حفظ و اشاعه آن تلاش می کنند.
وبلاگ گلهای رنگارنگ

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 1:3  توسط امیر بهرامی احمدی  | 

دستگاههاي موسيقي ايراني

موسيقي سنتي ايران از دستگاهها، ملحقات يا متعلقات و گوشه هاي موسيقي تشکيل شده است. دستگاه از دو واژي (دست)و (گاه)به معناي مکان، زمان و نغمه تشکيل شده و مانند لغت پهلوي دستان)) در موسيقي دوران ساساني، به نوعي موسيقي که با دست اجرا مي شود، اشاره مي کند. دستگاه را به معناي وسيعتر مي توان به راژمان (System) تعبير کرد. چه از اين حيث نيز موسيقي ايراني به راژمان کامل يوناني شباهت دارد که در موسيقي قديم يونان شامل دستگاههاي دورين، فريژين، ليدين و ملحقات آنها مانند هيپودورين و هيپوفريژين و غيره بوده است. يک دستگاه موسيقي از نظر قالب، قطعه اي کامل است و مانند سونات و سنفوني داراي قواعد و قسمتهاي مختلفي است که با ساز و آواز اجرا مي شود.در موسيقي غربي، معمولآ قطعاتي که به وسيله ساز يا ارکستر نواخته مي شود با موسيقي آوازي فرق دارد. اما در دستگاه موسيقي ايراني، آواز قسمت اصلي و مرکزي موسيقي است و قسمتهاي پيشين آواز(پيش درآمد و چهار مضراب) و قسمتهاي بعدي آواز(تصنيف و رنگ) در حقيقت به طور مقدمه يا خاتمه موسيقي، به آن بستگي دارد. موسيقي سنتي ايران داراي هفت دستگاه و پنج آواز است که از متعلقات و ملحقات آن شمرده مي شود. از اين آوازها چهار آواز متعلق به دستگاه شور، ويک آواز متعلق به دستگاه همايون است.
وبلاگ گلهای رنگارنگ

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 0:43  توسط امیر بهرامی احمدی  | 

رماني درباره‌ي تصرف زمين، برنده جايزه‌ي نويسندگان كشورهاي مشترك المنافع شد

رماني نوشته «كيت گرينويل»، نويسنده‌ي استراليايي كه درباره‌ي فرد متهمي است كه يك سرزمين بومي را تصرف مي‌كند، جايزه‌ي 10 هزار پوندي نويسندگان كشورهاي مشترك المنافع را از آن خود كرد. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از گاردين، داوران بين‌المللي اين جايزه، رمان «رودخانه‌ي مرموز»‌، نوشته‌ي كيت گرينويل را يك كتاب فوق‌العاده خواندند. گرينويل گفت: در ابتدا هنگام تجسس در تاريخ خانواده‌اش به نوشتن اين كتاب ترغيب شده است. سولومون وايزمن، جد وي يك سارق محكوم بود كه سرزميني را كه اكنون به نام «فري وايزمن» در نزديكي سيدني است، تصرف كرد. در بخش نويسندگاني كه با اولين رمان خود در اين جايزه شركت كردند، مارك مك وات، با رمان «حكم‌هاي مشكوك: داستان‌هاي تاوان» جايزه‌ي 3000 پوندي را به خود اختصاص داد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 12:8  توسط امیر بهرامی احمدی  | 

مراسم تشييع "علي تجويدي" برگزار شد

در روزهاي پاياني سال 84 نيز يك بار ديگرهنرمندان و دوستاران هنر مقابل تالار وحدت گردآمدند تا يكي ديگر از عزيزانشان را به خاك بسپارند. امروز استاد علي تجويدي در خاك آرام مي‌گيرد تا براي هميشه از نواي ساز اين پيشكسوت هنرموسيقي محروم بمانيم. به گزارش خبرنگار هنري ايسنا، مراسم تشييع پيكر هنرمند فقيد استاد علي تجويدي با حضور مردم وهنرمندان امروز صبح از مقابل تالار وحدت برگزار شد. همايون خرم از اساتيد موسيقي ايراني در ابتداي اين مراسم در سخناني اظهار داشت: هنرمندان هميشه با آثارشان شناخته مي‌شوند و حضور اين همه جمعيت، به خصوص حضور جوانان، نشان مي‌دهد كه هنر و شخصيت مرحوم استاد علي تجويدي چه جايگاهي در ميان مردم دارد. وي در ادامه گفت: تجويدي به فرهنگ موسيقي ايران خدمت كرد او كتابهايي نگاشته و دستگاه‌هاي ايراني به همراه آواز‌ها و متعلقات آن نوشته است كه اميدوارم مسوولان ارشاد كارهاي اين استاد بزرگ را منتشر كنند. به گفته خرم او علاوه بر هنر موسيقي، داراي صفات اخلاقي بسياري بود و نسبت به دوستان و استادان و حتي شاگردانش بسيار با محبت عمل مي‌كرد. محمدسرير نيز در اين مراسم در سخناني گفت: استاد تجويدي، حلقه پيوند نسل دوم و سوم موسيقي ايران بود و اميدوارم «شعله كارواني» كه استاد برافروخته، در اختيار جوانان قرار گيرد و جوانان ادامه دهنده راه اين استاد بزرگ باشند. استاد علي تجويدي آهنگساز و نوازنده ويولون صبح چهارشنبه پس از چندي كه تحت مراقبتهاي پزشکي در منزل و بيمارستان قرار داشت، درگذشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 12:6  توسط امیر بهرامی احمدی  | 

گزارش تصويري از جنب و جوش هموطنان در استقبال از بهار

    

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 17:13  توسط امیر بهرامی احمدی  | 

"تهران"، آماده استقبال از سال نو و بهار طبيعت

تا آغازسال جديد هجري شمسي زمان زيادي باقي مانده و شهر تهران با جنب و جوشي خاص آماده استقبال از فصل بهار است. پايتخت ازروزها قبل باتدارك برنامه‌هاي بسيار، خود را براي استقبال از فصل بهار آماده كرده است و براي تحويل سال جديد لحظه‌شماري مي‌كند. پارچه نوشته‌هاي شهرداري تهران كه عيد نوروز را تبريك گفته و اربعين حسيني را تسليت، زينت بخش چهره شهر شده است. دراين پارچه نوشته‌ها ازشهروندان خواسته شده‌است تا مشاركت جدي درخانه تكاني شهر داشته و شهرداري را در پيرايش چهره پايتخت ياري دهند. گروهي از كارگران خدمات شهري شهرداري مبلمان شهري را شست وشو داده و عده‌اي ديگر به رنگ آميزي جداول خيابان‌ها مشغول هستند. خودروهاي مكانيزه جمع‌آوري زباله‌هاي شهر به‌تفكيك وانتقال آنها به‌خارج از شهرمي‌پردازند تاجاروهاي رفتگران، آخرين پسمانده‌هاي سال ‪ ۱۳۸۴‬راازچهره شهر زدوده و تهران را كاملا براي استقبال از بهار آماده كنند. شهرداري تهران از ابتداي اسفندماه امسال با انجام ‪ ۱۵۸‬فعاليت خدماتي به استقبال بهار و سال نو رفته كه پاكسازي و زيباسازي چهره‌شهر، شست وشوي گاردريل‌ها، رنگ آميزي نماهاي شهر، مبارزه با جانوران موذي، لايروبي انهار و جوي‌ها و پركردن حفره‌هاي ايجادشده در معابر اصلي و فرعي شهر از جمله‌اين فعاليت‌هاست. شلوغي خيابان‌هاي تهران، جنب و جوش، تكاپوي مردم و مكاره بازارداغ بوتيك‌ها و مغازه‌ها، شور و شعف رسيدن سال نو در ميان تهراني‌ها را از هم اكنون به تصوير كشيده است.
با نزديك شدن به سال نو، همهمه و تكاپو جاي جاي پايتخت را فراگرفته‌و همه خود را براي استقبال از سال جديد، خانه تكاني و تهيه سور و سات ويژه شب عيد آماده مي‌كنند. تهراني‌ها معتقدند كه‌بايد در آستانه سال نو همه چيز تازه شود وبه‌اميد خير، بركت و ميمنت، به‌فكرتهيه لوازم نو مي‌افتند كه‌دراين ميان بازارلباس، كفش و ميوه بيش از ساير اقلام رونق دارد. از هركوي وبرزني كه گذركني، تكاپوي شهرونداني را مي‌بيني كه بادستاني پر، به استقبال عيد و عيد ديدني مي‌روند. تنگ‌هاي بلورين ماهي قرمز و سياه، چشمان هر رهگذري رامي‌نوازد، كودكان با اشاره انگشت، از پدر مي‌خواهند تا ماهي خريده و كنار سفره‌هفت سين قرار دهند. گل فروشي‌هاي تهران نيزاين روزها رونق پيداكرده، سيني‌هاي سبزه‌بااشكال تازه و جديد، شهروندان را دست به جيب به سوي گل فروشي مي‌كشاند. در روزهاي واپسين سال ‪ ،۸۴‬هنوز هم فرش‌هاي شسته شده از بام‌هاي تعدادي از خانه‌هاي تهران آويخته شده و زنان ومردان غبارازنماي شيشه‌اي ساختمان‌ها مي‌زدايند. بسياري از خيابان‌ها و بزرگراه‌هاي تهران به‌خصوص درمحدوده بازارو ديگر مراكز خريد، مملو از خودروهايي است كه‌اكثر آنها، به‌دنبال خريدهاي شب عيد هستند. تهران، يكي از پر تلاش‌ترين روزهاي سال ‪ ۸۴‬خود را در حالي مي‌گذراند كه التهاب پايان سال جاري واميد براي شروع سال نو درميان هشت ميليون شهروند ساكن در آن كاملا مشهود است.
برگرفته از ايرنا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 17:6  توسط امیر بهرامی احمدی  | 

چرا در هنگام تحويل سال "يا مقلب القلوب" مي خوانيم؟

پيشينان ما از گذشته براي گردش سال، به معناي پايان يك دوران و آغاز دوراني ديگر، ارزش و اعتبار بسياري قايل بودند، بنابراين وقتي كه سال كهنه تمام مي شده، دعاهاي مختلفي مي خواندند كه يكي از اين دعاها، دعاي "يا مقلب القلوب" است.
دكتر كيكاووس والازاده استاد دانشگاه هنر و معماري، واحد تهران مركز ضمن بيان اين مطلب به خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان گفت:اگر به اين دعا توجه كنيم، خواهيم ديد كه در واقع فرد با خداوند صحبت مي كند و از كسي كه قلب هاي انسانها را بر مي گرداند، به همانگونه كه احوال آسمان، زمين و ستارگان را بر مي گرداند، مي خواهد كه دل ها و مال هاي ما را به بهترين حال ها برگرداند، كه همان حال بهار و حال آغاز جهان است كه در آن رويش، سرسبزي و خرمي و در واقع زندگي دوباره است.
وي افزود: البته در ظاهر اينگونه است كه همه چيز تمام شده و بنابراين نبايد اينقدر خوشايند به نظر برسد. اما پيشنيان ما معتقد بودند كه اين پايان نيست و هر پاياني آغازي دارد.
والازاده افزود: وقتي انسان اينگونه به عالم نگاه مي كند، عالم را زنده، پويا و در حال تحول مي بيند اين امر تحولي مثبت و نگاهي خوشبينانه به پايان جهان است./عبد/اص
باشگاه خبرنگاران جوان//www.Yjc.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 16:56  توسط امیر بهرامی احمدی  |